کسب و کار با سرمایه کم

هر وقت که صاحب سرمایه ای در حدود ۴ یا ۵ میلیون تومان می شویم، این فکر به ذهن مان خطور می کند که به وسیله آن کسب و کار جدیدی راه بیاندازیم. خیلی وقت ها هم این سرمایه ۱۰ یا حتی ۱۰۰ برابر این عدد است. ولی لطفآ تا این مقاله را نخوانده اید تصمیم عجولانه نگیرید.
یکی از خوانندگان مقالاتم از من سوال کرده بود که با ۸ میلیون تومان می شود کارگاه تولیدی راه اندازی کرد یا خیر؟
پاسخ من این بود که این سوال اول نیست که باید پرسیده شود. با هزار تومان هم می شود کسب و کار راه انداخت. ولی نمی شود یک کارگاه تولیدی زد. هر مقدار پولی می تواند تبدیل به یک کسب و کار موفق شود. فقط مواظب باشید. انتظارتان به اندازه همان سرمایه باشد. شما اگر با پنج میلیون تومان یک کسب و کار ده میلیونی راه بیاندازید، قوانین ریاضی تغییر نمی کنند. دقیقا در نیمه راه پول کم می آورید. این کسب و کار راه نمی افتد و پنج میلیون تومان خود را هم از دست می دهید.

در ادامه چند راه حل ارائه می کنم که می تواند مفید واقع شود
در شروع کار، کسب و کارتان را خلاصه کنید یک مثال می آورم سوال: در شهرستان ما فراهم کننده عمده تسمه دینام پراید نیست. من می خواهم تولید کنم. سرمایه ام بر اساس تخمین هایی که زده ام کافی نیست. چه کار کنم؟
جواب: بالاخره در شهر شما تسمه دینام پراید به دست مغازه ها می رسد. ولی احتمالا به سختی و با قیمت بالاتر توزیع می شود. ابتدا تعداد محدودی تسمه دینام از مرکز استان خود تهیه کنید و بین مغازه ها توزیع کنید. اگر بازار خوبی بود و توانستید فروش را انجام دهید، تعداد بیشتری را دوباره خریداری و توزیع کنید. این کار را ادامه دهید تا هم به سودآوری خوبی برسد هم اعتبار خوبی کسب کنید. حال که اعتبار دارید جذب سرمایه برای شما آسان تر است. سرمایه ای از دوستان یا آشنایان جذب کنید و او را شریک کنید. حالا در کنار جنس اصلی، کالای خودتان را توزیع کنید و کم کم کالای خودتان را جایگزین کالای اصلی کنید. کسب و کار کم هزینه تری راه اندازی کنید.
چند نمونه از کسب و کارهای کم هزینه
هدایای توریستی: اگر در شهرهای تاریخی زندگی می کنید، موقعیت خیلی خوبی را از دست می دهید اگر به بازار توریستی این شهرها توجه نکنید. یکی از اقوام ما به شهر پاریس رفته بود و وقتی به ایران بازگشت، تندیس
کوچکی از برج ایفل را خریده بود که نورپردازی زیبایی داشت. وقتی کلیدش روشن می شد، رقص نور زیبایی به کار می افتاد. حدس می زنید که قیمت این آهن پاره چند؟ ۲۷ یورو ناقابل! خوب وقتی من هم برای گردش به پاریس بروم دوست دارم نمادی از اون شهر رو با خودم به ایران بیاورم. تا حال چند جای ایران دیدید که نماد شهر تاریخی را به عنوان هدایای توریستی بفروشند؟ پس دست به کار بشوید.
بقالی محلی: اگر در مجتمع های مسکونی زندگی می کنید یا در محله ای هستید که بقالی نزدیک ندارد. هم فردا دست به کار شوید. خانم های خانه دار عاشق سوپرمارکت های نزدیک منزل با امکان ارسال سریع کالا هستند. معطل نکنید.

مثال هایی که ذکر شد تنها منابع مطمئن درآمدزایی نیستند…. خلاقیت خود را بکار بیندازد.

 

در کسب و کار دیگران شریک شوید
بانک: نمونه قدیمی این مساله بانک ها هستند که با افتتاح حساب سرمایه گذاری سودی را از بانک دریافت می نمایید. اوراق مشارکت هم بد نیستند.
بورس: بورس تنها جایی است که یه سرمایه گذار با پنج میلیون تومان می تواند تراکتور تولید کند. البته با مشارکت با کلی سهام دار دیگر. البته اگر با اصول بورس آشنایی ندارید و از اوضاع بورس ایران مطلع نیستید ریسک نکنید و این گزینه را برای کاربلدها بگذارید.
سرمایه گذاری: در میان آشنایان و افراد مورد اعتماد شما کسی هست که بتوانید پولتان را در کسب و کار وی سرمایه گذاری نمایید؟ البته حتماً کسب و کار وی را بررسی و حساب های بانکی اش را چک کنید.

منبع: پولساز. نت

داستان پولدار شدن شرکت‌هایی که با سرمایه‌ای نزدیک به هیچ شروع کردند

در فضای امروز بازار، اکثر کسب‌وکارهای بزرگ و تازه نتیجه سال‌ها تحقیق و پژوهش در بازار و نیز سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی استراتژیک هستند. سرمایه‌گذاران ماجراجو و مشاوران پولی بزرگ و برجسته همواره دور هم جمع شده‌اند و ایده‌هایی مطرح کرده‌اند که پشتوانه‌شان سال‌ها تجربه بوده است. آنها همیشه به دنبال بیشترین سود بوده‌اند. این در حالی‌است که هنوز هم میلیون‌ها کارآفرین و صاحب کسب‌وکار در دنیا وجود دارند که به دست خودشان کارشان را آغاز کرده‌اند و معمولاً هم با سرمایه‌ای کم یا در حد متوسط کلید زده‌اند. مثال‌های پرطمطراق و بزرگی در این زمینه وجود دارد که کارشان را با سرمایه‌های کم آغاز کردند و حالا در فهرست پولدارترین و پرآوازه‌ترین شرکت‌های دنیا هستند.

375686

ادامه نوشته

ایده‌های کوچک تجاری در صنعت گردشگری

یا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چه فرصت‌هایی در صنعت گردشگری برای یک سرمایه‌گذاری موفق وجود دارد .کشور ما قابلیت‌های گردشگری زیادی دارد که فرصت سرمایه‌گذاری در این حوزه را در اختیار شما قرار می‌دهد. قابلیت‌های طبیعی و غیر‌طبیعی کشور ما به قدری زیاد است که در تمام مناطق جاذبه‌ای برای دیدن و ارائه به عموم وجود دارد. توجه داشته باشید که سرمایه کار شما تنها در اختیار داشتن پول، ساختمان و به طور کلی سرمایه فیزیکی نیست، بلکه فکر و ایده، مهم‌ترین سرمایه‌ای است که در اختیار دارید. 

ادامه نوشته

راه های موثر برای رسیدن به ایده های جدید در کسب و کارهای الکترونیکی

جرقه تمام کسب و کارها با یک ایده ساده شروع می شود سپس وقتی شما کسب و کار خود را آغاز کردید شما به ایده هایی برای بازاریابی, تبلیغات, برطرف کردن مشکلات, توسعه محصولات و ...نیاز خواهید داشت. گاهی اوقات فاصله بین موفقیت یا شکست یک کسب و کار می تواند یک ایده بسیار ساده باشد. در ادامه سه راه برای خلق ایده های مفید در کسب و کار معرفی می شود.

 

ادامه نوشته

شب قدر و شهادت امیر مومنان علی (علیه السلام)

امشب شب قدر و سالروز شهادت اول مظلوم عالم حضرت علی علیه السلام است.

شهادت آقا امیرالمؤمنین را به محضر قطب عالم امکان امام زمان عج الله فرجه شریف و شما تسلیت عرض می نمایم. دوستان امشب رو از دست ندهید ، شب قدر تمام مقدرات بندگان تعیین میشه. از خدا عافیت بخواهیم دعا کنیم همه اموراتمان را ختم به خیر بگرداند. ان شاء الله

اشعار شهادت حضرت علی علیه السلام

***

دیگر بـرایم دلخوشی معنا نـدارد

وقتی تـو را بابای من دنیا ندارد

رفتی یتیـم بـی قـرار شهر کوفه

حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد

رفتی برای زینب تو خستگی ماند

دیگر پرستارت به پیکر نـا ندارد

خونت نوشته گوشه محراب مسجد

این کوه طور عاشقی موسی ندارد

دنیا پـدر جان تـا خـود روز قیامت

مـاننـد تـو گریـه کـن زهـرا نـدارد

رفتی و ازاین شهر بردی مهربانی

کوفـه بـرای مـانـدن مـا جـا نـدارد

رفتی خیال دشمن تو گشت راحت

درسر به غیراز فکر عاشورا ندارد

فکری به حال روزگار دخترت کند

در روزهـایـی کـه حـرم سقـا نـدارد

***

با تشکر از شاعر گرانقدر برادر "محمد حسین رحیمیان"

تجربه یک آدم موفق

این چیزهایی که می‌خواهم به شما بگویم را در هیچ کجای اینترنت نمی‌توانید پیدا کنید. خودم از یک پیرمرد میلیاردر نطنزی در پمپ بنزین مورچه‌خورت پرسیدم که اگر بخواهی دوباره از نو شروع کنی چه‌کار می‌کنی؟ پیرمرده به من گفت سر هر کاری می‌روم تا بتوانم ۱۰۰ هزار تومان در بیاروم. بعد با آن یک اتو  می‌خرم تا کُت و شلوار چروکم را اتو بکشم تا موقعی که می‌خواهم خودم را در دایره افراد موفق جا کنم، حداقل ظاهر کار را داشته باشم. اگر موفق شوی خودت را وارد حلقه‌ی آدم‌های موفق کنی یا یک شغل خوب به تو پیشنهاد می‌کنند یا یک موقعیت عالی در اختیارت قرار می‌دهند.

توصیه‌ی یک پولدار

آدم پولدار دیگری که می‌شناسم همین مدیر سایت‌مان در بامیلو است که شنیده‌ام از شدت پولداری یارانه‌اش را به دولت بخشیده است. وقتی که از مدیر سایت‌مان در بامیلو پرسیدم که قبلاً چه کاره بوده، او گفت که روی نیسان کار می‌کرد و بار این‌ور و آن‌ور می‌برد. گفتم چه‌طور شد که به این مال و مکنت رسیدی؟ جواب داد : بار هر کی رو که جا به‌جا می‌کردم ازش می‌پرسیدم .. حاجی کار و بارت چیه؟ به جای این‌که در طول مسیر ضبط را روشن کنم و دامبالی دامبال گوش کنم، جیک و پوک کار طرف را از زیر زبانش می‌کشیدم بیرون. بماند که آخرش در جاده ورامین نامردا ریختند سرم و نیسانم را ازم دزدیدند اما همین پیله کردن‌هایم به مردم باعث شد که حداقل سر از صد جور بیزنس در بیاورم. از فروش ترقه و فشفشه در چهارشنبه سوری بگیر تا صادرات شیر خر به صربستان و زنده کردن زمین موات و خرید و فروش فله‌ای مزار در قبرستان… و آخر به این نتیجه رسیدم که Launch کردن Venture در محیط  E-Commerce و در فضای تحت وب از همه جا امن‌تر و مطمئن‌تر است.

البته بنده خدا می‌خواست به من بگوید که “کار، کار می‌زاید” که یادش افتاد ماشینش را دزدیدند و حواسش پرت شد. در کل منظورش این بود که اگر موقع کار عرضه داشته باشی تا با مردم ارتباط مثبت برقرار کنی، می‌توانی علاوه بر همان کار یک کار جدید هم بگیری و چه بسا با رد و بدل کردن دو تا شماره تلفن، طرف را مشتری خودت بکنی. آخه مردم با آدم خوش سر و زبون راحت‌تر کار می‌کنند تا با آدم عبوس و کم حرف.

بگذریم. یکی از خواننده‌های بامیلو برایمان نامه‌ای نوشته به این مضمون: … بنده در اوایل کار کردنم مشغول به کار بازاریابی شده بودم که اصلاً از آن خوشم نمی‌آمد. دوست داشتم هر چه سریع‌تر با پول خودم کار کنم نه این‌که بلا نسبت شما مثل سگ پا سوخته از این مغازه به آن مغازه بدوم. اتفاقاً همان موقع‌ها بود که هر جا می‌رفتی ۱۰ فروند مهندس نشسته بودند و مردم را Present می‌کردند. اینجا را فعلاً داشته باشید. فرد دیوانه‌ای را می‌شناختم که یک‌بار به من گفت: کاش ۱۰۰۰ تا دوست داشتم. بهش گفتم چرا؟ گفت اونوقت می‌تونستم از هر نفر ۱۰۰۰ تومن قرض بگیرم و یک میلیون تومان داشته باشم که البته هیچ‌وقت پول را پس نمی‌دادم و ۱۰۰۰ تومن هم ارزش پیگیری ندارد. البته این مدل اقتصادی در سطوح بسیار بالا به شدت جواب می‌دهد اما چیزی که در ذهن آن فرد می‌گذشت خواب و خیالی بیش نبود! دوباره برگردیم به داستان. در همان اثناء که Gold Quest, Gold Mine و Swiss Cash و غیره و ذلک کله مردم را حسابی داغ کرده بودند، خبر آمد که آن فرد روانی سرشاخه‌ی بسیار گولاخی در یکی از همین بیزینس‌های کفتارپروری شده است و همین‌طور که زیرشاخه‌هایش مثل سونامی در حرکت‌اند، او هم در حالی که کُت و شلوار Taylor Made انگلیسی تنش است خاویار می‌خورد و جعفر جنی را هم استخدام کرده تا ببر مایک تایسون را در یک چشم بهم زدن برایش بیاورد.

من هم به هوای این‌که سکه در زمین بکارم و بعد از چند وقت درخت پول از زمین در بیاید، سه سوته پرزنت شدم و در طی مراسمی حماسی، سوگند وفاداری به بالاشاخه‌ای‌ها یاد کردم و با ۵۰ هزار تومن  وارد کارزار شدم. آقا چشم‌تان روز بد نبیند… بس که قدمم خیر بود از فردای ورود من، خونِ تمام اقتصاد دانان ایران مثل آب قلیان به قُل قُل در آمد و روزی ۲۵ساعت در تلویزیون حاضر می‌شدند تا پته‌ی این پرزنتی‌ها را روی آب بریزند. چند روز بعد دوباره آن آدم مجنون را دیدم که به دریوزگی افتاده بود و مثل گربه خودش را به پر و پای مردم می‌مالید تا چیزی جلویش بندازند. این جریان انقدر درد داشت که تا چند وقت دیکلوفناک می‌خوردم تا درد و ورم فرونشیند. اگر پول همین دیکلوفناک‌ها را کنار گذاشته بودم، اکنون یک داروخانه داشتم و پول پارو می‌کردم. یعنی اوضاع جوری شده بود که کم مانده بود پینوکیو ظاهر شود و سرش را به نشانه‌ی تأسف برایم تکان بدهد.

چند وقتی به همین منوال گذشت تا این‌که روزی یکی از دوستانم گفت شب حاضر شو تا برویم عروسی یک بنده‌خدایی که در باغ برگزار می‌‎شود. آخه دروغ چرا؟ راستش را بخواهید یک لحظه شیطان گولم زد و درِ گوشم گفت عروسی مختلط است. من هم حسابی تریپ زدم و دوش ادکلن گرفتم و عازم عروسی شدم. رسیدیم به باغ و دیدیم زهی خیال باطل. زنانه و مردانه با یک چادر برزنتی از هم جدا شده بود. انگار قرار نبود چیز جالبی در زندگی من اتفاق بیفتد. رفیقم که از دوستان داماد بود من را به کل یادش رفته بود و رفته بود سر میز رفقای خودش قاه قاه می‌خندید. با دستی درازتر از پای شتر و لب و لوچه‌ای آویزانتر از منقار پلیکان رفتم و در کنج مجلس تنها میز خالی را پیدا کردم و روی یکی از صندلی‌هایش نشستم. چند دقیقه‌ای از خودم پذیرایی کردم که دیدم فرد شکم گنده‌ و گردن کلفتی سیگار به دست، خرامان به طرف میز من می‌آید. احتمال دادم به این خاطر به سمت میز من آمده که نمی‌خواسته دود سیگارش کسی را اذیت کند. همین‌طور هم بود. از من اجازه گرفت و روبرویم نشست. کم کم سر صحبت را با هم دیگر باز کردیم و با یکدیگر آشنا شدیم تا این‌که متوجه شدم طرف بساز و بفروش است و برج بالا می‎برد. تنها چیزی که به عقلم رسید این بود که تمام اعتماد به نفسم را جمع کنم و از او بپرسم که آیا به نیروی کار پرانرژی احتیاج دارد یا نه؟ او هم گفت اتفاقاً تازگی‌ها سرم خیلی شلوغ شده و دنبال کسی می‌گشتم که قسمتی از کارهایم را به او بسپارم. حدس بزنید شغل بعدی‌ام چه بود؟ مدیر کارگاه ساختمانی! کافی بود چند سال زیر دست این آدم کار کنم تا آینده‌ام تأمین شود. صبح کله سحر بلند می‌شدم، با جدیت کار می‌کردم، چیز یاد می‌گرفتم و جای شما خالی خوب هم پول در می‌آوردم و تمام این‌ها به این خاطر بود که من در شبی که لباسی مرتب بر تن داشتم و بوی ادکلن می‌دادم، با اعتماد به نفس توانستم با یک فرد دیگر ارتباط برقرار کنم و آسانسوری برای بالا رفتن از پله‌های ترقی برای خودم پیدا کنم. اکنون هم بعد از گذشت چند سال، خودم برای خودم کار می‌کنم. قسمتی از پولم را در کار زمین انداختم و با قسمتی دیگر سهام خرید و فروش می‌کنم .

راه‌های بسیار زیادی برای پولدار شدن وجود دارد. عموماً از یک فرد پولدار انتظار می‌رود که از جنبه‌های مختلف، نسبت به عامه‌ی مردم، فرد باهوش‌تر و باشعورتر و خوش‌برخوردتری باشد اما خود من حداقل صد نفر پولدار می‌شناسم که نه سواد درست حسابی دارند، نه فرهنگ بالا و نه اخلاق خوب. بنابراین نسبت به توانایی‌های خود شک نکنید. فکر نکنید که برای پولدار شدن حتماً باید نبوغ استیو جابز را داشت. اگر می‌خواهید سریع‌تر از حد نرمال پیشرفت کنید فقط به فرصتی برای نشان دادن توانایی‌های خود احتیاج دارید. با به جا گذاشتن یک اثر روانی قوی از خود بر روی افراد دیگر این فرصت‌ها را برای خود ایجاد کنید. انرژی گذاشتن و تخصص داشتن چیزی است که در مراحل بعد به کمک شما می‌آیند.

منبع: بامیلو

چگونه برای خودم کار کنم

اگر در فکر آغاز کسب و کار خود هستیداحتمالا نمی دانید چگونه باید این کار را انجام دهید؟یا مردد هستید که آیا این کار را انجام دهم یا خیر. در این مقاله می خواهم شما را با تجربه خود در این زمینه آشنا کنم.

همچنین آنچه در این مقاله می خوانید تمام جزئیات کار را به شما نخواهد گفت چون هر پروژه ای فوت و فن خود را دارد. اما سعی دارم مراحل بنیادی برای به ثمر رساندن یک پروژه موفق را با شما در میان بگذارم.

ادامه نوشته

معرفی یک سایت دیگه «آموزش ساخت لوازم خلاقانه»

بردوک یک سرویس آموزش لوازم خلاقانه و دست‌ساز است که در مرحله راه‌اندازی آزمایشی خود قرار دارد. بردوک روند آموزش‌های لوازم خلاقانه خود را در عین سادگی خوب و حرفه‌ای ارائه کرده است. بیان تصویری مناسب، سادگی، رابط کاربری حرفه‌ای و گروه‌بندی مناسب از دیگر ویژگی‌های این سایت است. بردوک در حال حاضر سطح دسترسی خاصی ندارد و استفاده از تمام محتوای آموزشی آن به‌صورت رایگان برای همه کاربران آزاد است.

بردوک در بخشی از معرفی سرویس خود می‌نویسد: بِردوک آغازی برای شناخت و حمایت از هنرمندان خوش ذوق و خلاقی است که به دنبال رشد، پیشرفت و در نهایت ارایه هنرهای خود به دیگران هستند. شما در بِردوک به آموزش های متنوعی از ساخت انواع کاردستی، دسترسی دارید و می توانید از آنها ایده گرفته و بهتر از آن را خودتان درست کنید. بردوک فعلا در مرحله آزمایشی است و به تدریج امکانات جدید به آن اضافه می گردد.

بردوک

لوازم دست‌ساز و کاردستی‌های خلاقانه می‌تواند یکی از بهترین منابع درآمد و الگوهای کار در منزل باشد. عدم نیاز به آموزش‌های بلندمدت، سرمایه‌گذاری قابل‌توجه و عدم نیاز به تجهیزات و فضای اختصاصی، گستردگی حیطه فروش، ریسک پایین کارآفرینی و سبک تفریح گونه این نوع فعالیت از مزایای این کار به شمار می‌آید.

آدرس بردوک:http://berdook.com

معرفی، «بازارخانگی» محلی برای کسب‌وکار در منزل

بازارخانگی در واقع یک فروشگاه‌ساز است با این تفاوت که بر روی کسب‌وکارهای خانگی مانند صنایع‌دستی، آشپزی، شیرینی‌پزی، خیاطی، طراحی و هر فعالیت دیگری که بتوان در منزل به آن پرداخت و در نهایت یک محصول قابل فروش برای ارائه داشت متمرکز شده است. فعالیت در بازار خانگی با ثبت‌نام در این سامانه شروع می‌شود، پس از آن کاربر می‌تواند فروشگاه خانگی خود را ایجاد کرده و محصولات را در آن ثبت کند.

از مزایای بازار خانگی ثبت‌نام و ایجاد فروشگاه به‌صورت رایگان است، این سامانه امکان ویژه کردن فروشگاه را به کاربران می‌دهد تا بتوانند محصولات خود را در اولویت بالاتری نسبت به سایر محصولات قرار داده و بفروشند، برای ویژه کردن فروشگاه، فروشنده باید مبلغی را به بازارخانگی پرداخت کند که این مبلغ به نسبت ایجاد یک فروشگاه مستقل به همراه پشتیبانی و خدمات فنی بسیار مقرون به‌صرفه است.

کسب‌وکارهای خانگی به لحاظ حذف هزینه‌های مکانی و زمانی و همچنین کیفیت بالای محصولات نسبت به قیمت، یکی از بهترین منابع درآمد کار در منزل به‌شمار می‌روند، با گسترش اینترنت و استفاده از خدمات فروش آنلاین، یکی از اصلی‌ترین مشکلات این بخش که ارتباط با مشتری و درنهایت فروش محصولات است، برطرف شده است.

سامانه بازارخانگی به کاربران کمک می‌کند بدون نیاز به‌صرف هزینه زیاد برای راه‌اندازی فروشگاه و تبلیغات و بازاریابی، به‌راحتی یک فروشگاه ایجاد کرده و محصولات خود را در یک بستر مناسب به مشتریان عرضه کنند.

آدرس سایت بازار خانگی: www.bazarkhanegi.com

خودشناسی برای شروع کسب و کار

 بی‌شک مهم‌ترین کارکرد تحصیلات عالی و طی دوره‌های مختلف آموزشی اعم از نظری یا عملی، ورود به حیطه‌ای گسترده‌تر با عنوان بازار کار و مقابله با چالش‌های مختلف فردی و اجتماعی در این عرصه پررقابت است.

ادامه نوشته

ایده های ساده ولی پولساز

همه ما در ذهنمان ایده هایی داریم که بنا به توجیهات خودمان  مانند وقت نداشتن و یا کمبود سرمایه   از آنها به راحتی می گذریم ، در حالی که تنها مشکلی که جلوی ایده های خلاقانه را می گیرد تنبلی و عدم اراده ی قوی است، بنابراین سعی کنید ایده های خود را با  پیش ببرید و نتیجه ی آنرا نیز ببینید.

مردی که پس از ازدواج وب سایتی برای مسائل عاطفی افراد متاهل ایجاد کرد !

سایت قرارهای عاشقانه  با یک فرق؛ تنها افراد متاهل یا کسانی که خواهان قرار با یک فرد متاهل هستند مورد پذیرش این سایت قرار می گیرند. شعار سایت این است:” زندگی کوتاه است. پس با عشق زندگی کن”. موسس این سایت یک وکیل به نام نوئل بیدرمن است که به زعم خودش یک مرد متاهل بسیار خوشبخت است. سایت این مرد خوشبخت ۳٫۲ میلیون عضو دارد که بیانگر کارا بودن و موفق بودن ایده ی او است.

نوجوانی که از طریق فروش مربا با دستور پخت مادر بزرگش میلیونها دلار به دست آورد! 

در حالیکه موفق ترین کارآفرینان درآمد خود را از ایجاد وب سایتهای پرطرفدار به دست می آورند، “فریزر دوهرتی” کسب و کار بزرگش را از راه سنتی به دست آورده است. فریزر پخت مربا را از سن ۱۴سالگی با دستورالعملهای مادربزرگش در آشپزخانه خانه ی خود شروع کرد ، وی در ۱۶سالگی مدرسه را ترک کرد تا به طور تمام وقت مشغول کار خود شود. این نوجوان در حال حاضر سالانه چیزی حدود ۵۰۰،۰۰۰ شیشه،مربا می فروشد که این مقدار ۱۰درصد بازار مربای انگلیس را تشکیل می دهد. سرمایه دوهرتی چیزی حدود ۱تا۲میلیون دلار تخمین زده می شود.

شرکتی که از فروش عینک های ایمنی مخصوص سگها صاحب ثروت بزرگی شد !

در جوامع غربی سگ و سایر حیوانات خانگی جزء لاینفک زندگی افراد هستند ، همین عامل باعث شده است تا چند دوست قدیمی تصمیم بگیرند برای سگ ها عینک بسازند ! این کار توجه زیادی از مردم و رسانه ها به خود جلب کرد . آنها  کار را با ساخت عینک ایمنی شروع کردند در ادامه کار خود را توسعه داده و لوازم جانبی دیگری برای حیوانات را تولید کردند که شامل کوله پشتی، جلیقه شنا، تی شرت، کلاه و اسباب بازی می شود.

مردی که با تولید استخوان آرزوی پلاستیکی، میلیونر شد!

در بسیاری از نقاط دنیا مردم معتقدند شکستن استخوان جناغ مرغ آرزو ها رابرآورده می کند !  چه کسی فکر می کرد که روزی بازاری برای استخوان آرزو (استخوان جناق مرغ) آن هم از نوع پلاستیکی اش وجود داشته باشد؟ کن آهرونی از اینکه سرسفره و پس از خوردن مرغ تنها دو نفر می توانستند آرزو کنند و جناغ بشکنند کلافه شده بود.  این باعث شد تا او تصمیم به ایجاد شرکت LuckyBreak بگیرد،شرکتی که استخوان های آرزوی سنتزی با صدا و حس استخوان جناق واقعی مرغ و بوقلمون بسازد. در حال حاضر این شرکت روزانه ۳۰،۰۰۰ استخوان تولید می کند که آنها را در قالب طرحهای سفارشی و منقوش برای استفاده ی شخصی، شرکتی و تبلیغاتی به فروش می رساند. فروش این شرکت بیش از ۲٫۵ میلیون دلار در سال است. می بینید که حتی با استفاده از عقاید نه چندان علمی و درست مردم هم می توان میلیونر شد !

فردی که در وب ، پیکسل ها را به قیمت ۱میلیون دلار فروخت! 

در سال ۲۰۰۵ یک دانشجوی ۲۱ساله در انگلستان به نام الکس تیو صفحه وبی یک میلیون دلاری به راه انداخت که از طریق آن پیکسل های ۱۰۰۰*۱۰۰۰ را به قیمت ۱ دلار به فروش می رساند. با وجود اینکه این ایده خیلی ساده ای بود، اما به دلیل منحصر به فرد بودنش توجه زیادی جلب کرد و در نهایت طی چند ماه ، وی صاحب ۱،۰۳۷،۱۰۰دلار درآمد شد. آخرین مورد آگهی در سایت الکس به قیمت ۳۸۱۰۰دلار به فروش رفت. وب سایتهای زیادی به تقلید از این سایت ایجاد شد که همگی با شکست مواجه شدند چراکه این ایده دیگر بدیع نبود.

استارتاپ ها ، یک کسب وکار جدید بر پایه یک ایده جدید

گوگل برندی که شاید فکر کردن بدون آن، در زندگی کنونی اندکی دشوار به نظر بیاید. دنیای اینترنت بدون نام گوگل تقربیاً بی‌معناست و بسیاری از افراد، پاسخ نیازهای روزمره خود را از طریق این موتور جست‌وجوگر می‌یابند. فرهنگ گوگل و فلسفه گوگلیسم تا حدی در زندگی روزمره وسبک زندگی ما ریشه دوانیده که چندی پیش نشریه نیویورک تایمز در یکی از ستون‌های خبری خود تصویری از گوگل را به نمایش درآورده  بود که نشان می‌داد تا چند سال آینده گوگل قادر خواهد بود حتی تا درون مغز ما را نیز جست‌وجو کند. شاید تجسم این که گوگل روزی استارتاپی کوچک بوده که با سرمایه ناچیز عده‌ای دوست و آشنا در گاراژ یک خانه شکل گرفته است، کمی دشوار باشد.

استارتاپ‌ ها (Startup) شرکتهای کوچک، جوان و نوپایی هستند که عموماً از یک ایده‌ی ناب شکوفا می‌شوند و در بستر فناوری شکل می‌گیرند و رشد می‌کنند. استارتاپ‌ها به دلیل ماهیت خود سازمان‌هایی بسیار کوچک هستند و نیروی انسانی چندانی نمی طلبند و هدف از ایجاد آنها توسعه پدیده‌ی خود اشتغالی است.البته این شرکت‌های کوچک در صورت مدیریت صحیح و اثربخش می‌توانند در کم‌ترین زمان به بزرگ‌ترین غول‌های تجاری تبدیل شوند.

عموماً مدیران این شرکت‌های تازه‌تاسیس، خود به تنهایی مسئولیت خلق ایده تا ایده پروری و به بار نشاندن این ایده و سپس بازاریابی و فروش برای آن را بر عهده دارند. بسیاری از ابر برندهای جهانی در آغاز تنها یک استارتاپ و ایده‌ای ساده و ناب بوده‌اند، و این موضوع دلیلی بر اهمیت بسیار استارتاپها در فرآیند کسب و کار و رونق اقتصادی است.

عصر دیجیتال و گسترش فناوری موجب گشته که افراد ایده‌پرداز و دارای تفکر خلاق بتوانند شرکت‌هایی خانگی و بسیار کوچک را تاسیس کنند و به پرورش ایده‌های خود بپردازند. بیل گیتس و مارک زوکربرک از جمله مطرح ترین افرادی هستند که توانستند با یک ایده به ثروتی کلان دست یابند. در واقع کسانی مثل بیل گیتس کار خود را از استارتاپ های بسیار کوچک کلید زدند و توانستند با برنامه ریزی صحیح در دنیا شناخته شوند. مهمترین عامل در موفقیت استارتاپ‌ها وجود ایده های بکر، ناب  و متمایز و نیز وجود یک متولی خوش‌فکر برای به بار نشاندن این ایده‌ها است.

ایجاد استارتاپ‌ها مراحل بسیاری دارد: پس از خلق ایده (مرحله ایده سازی) نوبت به ارزیابی آن ایده (مرحله ارزیابی ایده) می رسد، در مرحله بعد می بایست این ایده پرورش یابد (مرحله ایده پروری) و سپس بر بستر آن یک شرکت شکل بگیرد. بنابراین ایده و ایده پردازی محوریت استارتاپ ها را تشکیل می دهد.

اداره‌ی یک کسب وکار نوپا، کاری طاقت فرسا است. امکان اشتباه و حذف شدن از گردونه رقابت بسیار بالا است و صاحبان این قبیل کسب‌وکارها زمان بسیار اندکی برای انتخاب درست در اختیار دارند، ضمن آنکه ممکن است تمام سرمایه ناچیز خود را به مصرف رسانند و به نتیجه مطلوبی نیز دست نیابند. به همین دلیل است که بسیاری از کسب و‌کارهای کوچک و نوپا به ورطه‌ی شکست می‌افتند، با این همه کم نیستند کسب و کارهای کوچکی که با عبور از موانع بسیار، به موفقیت‌های قابل توجهی دست یافته‌اند. داستان کامیابی این قبیل شرکتها در نوع خود شنیدنی وآموزنده است.

منبع: وب سوال

چگونه یک ایده عالی برای یک کسب و کار فوق العاده را پیدا کنید

مطمئنا مدت زمان مدیدی است که به این موضوع فکر می کرده اید و اکنون دیگر آماده اید که به شکل عملی کسب و کار جدید خود را شروع کنید. برخی افراد حتی پیش از اینکه ایده مشخصی داشته باشند بخوبی از میل خود نسبت به مستقل شدن آگاه هستند. مسیرهای مختلف و ایده های بسیاری برای پی گرفتن وجود دارد. چطور متوجه می شوید که کدام یک برای شما مناسب است؟

بله، مطمئنا! ممکن است شما هم بر این اعتقاد باشید که برخی از کارآفرینان تنها با یک احساس و کشش درونی نسبت به ایده آل بودن یک ایده پی برده و آن را پی گرفته اند، اما تعداد بسیاری از این گروه هم هستند که روشی خاص برای ایجاد ایده های موفق را دنبال می کنند. بجای صبر کردن برای جرقه زدن ایده ای در ذهن شما، تعدادی استراتژی موفق و آزموده شده هم وجود دارد که به شما برای دست یافتن به بهترین ها در رابطه با یک کسب و کار کمک می کند.

اینها برخی از نکات و مواردی است که می توانید در زمان برنامه ریزی برای یک سرمایه گذاری جدید مورد استفاده قرار دهید:

ادامه نوشته

هشت نكته مهم و حياتي براي مشاغل كوچك

مـساله مهمي كه هر كسب و كاري با آن سروكار دارد، معرفي خود به صورت مختصر و مفيد است. «اثربخشي» يك معرفي خوب و جامع اعم از كتبي، شفاهي، ويدئويي، يا ديجيتالي مي تواند به اندازه اولين ملاقات افراد با يكديگر مهم باشد و تصويري ماندگار در ذهن مخاطب ايجاد كند. برقراري يك ارتباط خوب با مخاطب علاوه بر شرايط مساعد منبع ارسال، گيرنده، وسيله ارسال و محيط انتقال، به صراحت، روشني، وضوح، ترتيب، طبقه بندي و جامعيت خود پيام نيز بستگي دارد.

ادامه نوشته

چندتا ایده جالب

چطور می‌شود افرادی را که در خیابان قدم می‌زنند، پاساژها را می‌گردند یا در وب چرخ می‌زنند، متقاعد کرد که سری هم به فروشگاه و مغازه و وب‌سایت ما بزنند؟ اصلا چرا باید این کار را کرد؟ یک فروشنده می‌داند که درآمدش نسبت مستقیم با تعداد مشتریانش دارد و مشتریان واقعی (کسانی که پول می‌دهند) زمانی بیشتر می‌شوند که مشتریانِ بالقوه بالا بروند؛ یعنی افراد از میان این همه عرضه‌کنندگان کالا و خدمات، دل‌شان بخواهد که به ما مراجعه کنند. می‌گویند «تغییرات کوچک، نتایج بزرگ ایجاد می‌کنند»؛ و چند مثال واقعی که در این مقاله می‌خوانید، نشان می‌دهند که همیشه می‌شود خلاق بود و به جای غرزدن از اوضاع و شرایط و این‌که بازار کساد است و مشتری نیست و… اقدام کرد و کاری انجام داد.

ادامه نوشته

افرادی که در زندگی موفق هستند

افرادی که در زندگی شان موفق هستند، برای رسیدن به موفقیت شان برنامه ریزی های سختی داشته اند. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که افراد موفق با پولشان چه کارهایی انجام می دهند؟

مدیریت موثر پول، مهارتی مهم در موفقیت است. خیلی از افراد موفق از سال های اولیه زندگی شان، تصمیم می گیرند که در مورد پول کارآمد باشند.
 

ادامه نوشته

ایده زندگی بهتر

کار کوچک برای داشتن زندگی بهتراگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان و زندگی تان راتغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد.

ادامه نوشته

سلام دوستان عزیز

امروزه با پیشرفت دنیا و به وجود آمدن فرصت های جدید کسب و کار و از طرفی رقابت شدید برای جذب مشتری، نیاز به نوآوری در کسب و کارها احساس می شود. در این وبلاگ سعی دارم با کمک شما دوستان عزیز راهی برای راه اندازی کسب و کار خودمان پیدا کنیم. امیدوارم دوستان هم همکاری کنند و این احساس را به بقیه ایرانیان هم منتقل کنیم که « می شود متفاوت زندگی کنیم»